«...صبوری کنید...»

پرخاشِ کلمه.



تاریخ 1404/12/28
ساعت 18:32
دانلود کتاب پرخاش کلمه

تقریبا دوسالی گذشت. چند ده روزی این‌ورتر البته. از حس و حال آن روزها چیزی در خاطرم نمانده و نمی‌دانم چطور شد و از کجا آمد آن حس و حال که باعث خلق این اثر شد. دوستان وقتی می‌پرسند که چگونه این‌ها را نوشتی، می‌گویم نمی‌دانم؛ همه چیز یکهو و اتفاقی بود. کلمه‌ها آمدند و من نوشتمشان.

مانند اثر پیشین، این اثر را هم بسیار ورق زده و خوانده‌ام. چیزی در نظرم کم و کاست نیامده تا آن را اصلاح کنم و یا مانند نوشته قبلی درباره‌اش چیزی بگویم. آذر ماه آن را برای جشنواره‌ای فرستادم. گرچه جشنواره و میزبان و داوری، معلوم الحال بودند، اما سماجت کردم و فرستادم. نتیجه هم از پیش برایم مشخص بود. داوران قرار نبود آن را با عدالت و تیزبینی بخوانند. و نتیجه و آثار برگزیده هم چند و چون جشنواره را معلوم الحال‌تر کردند. حین نگارش این مطلب، یعنی دقیقا همین حالا، پرداختن به این موضوع از حوصله‌ام خارج شد. پس ادامه نمی‌دهم. پاره‌ای از چکیده‌ای که در فرم ارسال اثر برای جشنواره نوشته بودم را در زیر می‌آورم.

- برای این شیوه، نامی جز آنچه پیش‌تر بر آن نهاده شده در نظر ندارم. هرچند می‌توان در آن نشانه‌هایی از شعر نیمایی، سپید، و به زعم برخی: مؤلفه‌هایی از رویکردهای پست مدرن جست و از سوی دیگر ممکن است از نگاه برخی اساسا «ناشعر» تلقی شود، اما آگاهانه بر همان نام اولیه که اختیار کرده‌ام پای می‌فشارم. آنچه ارائه می‌شود، قالبی ابداعی‌ست؛ با زبانی همنشین با شعر کلاسیک، متکی بر تصاویر تاریخی و برخاسته از ذهنیتی شخصی؛ با لحنی پرخاشگر، هیجانی و آگاهانه‌خام که هدف آن عیان‌سازی تلاطم درونی‌ست. این قالب، «پرخاشِ کلمه» نام دارد... -

این اثر نیز، مانند اثر پیشین، در ابتدا از طریق کانال تلگرامی به صورت رایگان و در قالب پی‌دی‌اف منتشر شده‌ است. مستقل و باهزینه و دغدغه‌ای شخصی، عریان منتشر شده‌ و از طریق دیگر پلتفرم‌ها اطلاع‌رسانی آن‌ صورت گرفته است. در انتهای پست، لینک دریافت اثر قرار دارد. می‌توانید به رایگان دانلود کنید، بخوانید، اگر دوست داشتید و باب میلتان واقع شد، آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و با ذکر منبع در صورت «هم‌حسی» با محتوای اثر، بخش دلخواهتان را باز نشر کنید و درباره‌اش چیزی بنویسید و نقد و نظر بفرستید.

قول نمی‌دهم توان ذهنی کافی برای پاسخ دادن داشته باشم. اما با کمال میل می‌خوانم. در نهایت، گرچه از هیچکس انتظاری نیست - آنکس که ادبیات را انتخاب کرده، بیشتر و بهتر از هرکسی از رنج‌های این مسیر آگاه است، و شاید اصلی‌ترین رنج ادبیات بی‌نان و آب بودن آن باشد - اما می‌توانید از طریق لینک حمایت در کنار لینک دانلود، از این اثر، از این صفحه، صاحب اثر و بقای ادبیات و نشر مستقل، به قدر صلاح‌دید و دلخواه حمایت مالی کنید. و قوت قلب و محرک ادامه فعالیت باشید. سپاسگزار شما... و یا حق.

لینک‌های این پست، پس از رفع محدودیت‌ها، به روزرسانی و به مرجع دریافت و اشتراک آسان‌تر پیوند داده خواهند شد. در صورتی که در مراجعه به لینک‌ها با مشکل مواجه شدید، اطلاع دهید.

«دانلودِ رایگانِ کتابِ  پرخاشِ کلمه  میر میثم آل‌رسول»

«صفحه حمایت از اثر»

- تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ -




گاه کوتاه، گاه خیلی.



تاریخ 1404/12/24
ساعت 13:41
دانلود کتاب گاه کوتاه گاه خیلی

تقریبا دو سالی گذشت. چند ده روزی آن‌ور‌تر البته. آن روز‌ها ذوقی بیشتر داشتم و سعیی بیشتر و شاید حتی آزادی بیشتر. ارتباطات بیشتر شاید، و شاید امیدی بیشتر. و در مقابل، خستگی به مراتب کمتر. و باید اعتراف کنم که دقتی هم کمتر داشتم.

بسیار ورقش زده‌ام. در طول چیزی حدود یک‌ماه، حین بالا پایین کردنش برای به دست آوردن نسخه نهایی، بسیار و مکرر خوانده‌امش. اما امروز فکر می‌کنم بی‌طرف‌ترین خواننده‌ آن بودم. نواقص و اشکالاتی به چشمم خورد، که با خود گفتم: «چه طور شده است که من این‌ها را ندیده‌ام!» و یا حتی چطور شده‌است که در طول این دو سالی که گذشت، خوانندگانش هم متوجه آن نواقص و اشکالات نگارشی و ویرایشی نشده‌اند. (شاید هم چشم پوشی کرده‌اند؛ و یا مانند خود من چشمشان درگیر عادت بوده‌است.)

در عالم ویراستاری، ویراست اثر به دست مؤلف را پسندیده نمی‌دانند. و صلاح این است که شخص دومی پس از اتمام مرحله نگارش، آن را بخواند و مراحل ویراستاری را طی کند. فکر می‌کنم از این نکته، آن زمان غافل بوده‌ام و فراموش کرده‌ام که چشم عادت می‌کند. زیرا که خوانش‌های بعدی پس از یکی‌دوبار نخستین، دیگر خوانشی «در متنی» نیست؛ بلکه خواننده، که خود مؤلف و صاحب اثر و یا در کلیت ماجرا نویسنده نیز هست، نوشته پیش‌رویش را «در ذهنی» می‌خواند.

دوست‌داشتم آن مواردی که نیاز به اصلاح دارند را یادداشت کنم و پیوست این مطلب به اشتراک بگذارم. اما فکر کردم اینبار، غفلت آگاهانه در بازه دوسالگی اثر، از آن نواقص فاحش (برای حفظ معما و آثار حفره‌ها) مقبول‌تر است. و از طرفی پافشاری بر این مورد، دیگر چندان اهمیتی ندارد؛ زیرا، تیر که از شست تو گردد رها...

در ورودم به هر بستر تازه‌ای دو چیز من را آزار می‌دهد. ۱: پایداری وجود ندارد. ۲: برای هنرمند مستقل و نشر مجازی موانع بیشتری وجود دارد. از توضیح این دو مورد پرهیز می‌کنم. در حال حاضر، پس از چهل و هشت و شاید هفتاد و دو ساعت، و شاید هم بیشتر... خواب و خوراک غیر انسانی و نامناسب، حوصله کافی برای زیاده‌گویی ندارم. و فقط می‌توانم بگویم: «حتی فکر کوچیدن از بستری به بستری دیگر، خود شکنجه‌ است. چه رسد به انجام دادنش...» چه قدر زیاده‌گویی کردم...

این اثر و اثر بعدترش که در روز‌های آتی، شاید در اینجا بازنشرش کردم، در ابتدا از طریق کانال تلگرامی به صورت رایگان و در قالب PDF  منتشر شده‌اند. مستقل و باهزینه و دغدغه‌ای شخصی به دور از نشریات و جشنواره‌ها و حامیان و ارگان‌های دولتی. عریان منتشر شده‌اند و از طریق دیگر پلتفرم‌ها اطلاع‌رسانی آن‌ها انجام شده است. در انتهای پست، لینک دریافت اثر قرار دارد. می‌توانید به رایگان دانلود کنید، بخوانید، اگر دوست داشتید و باب میلتان واقع شد، آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و با ذکر منبع در صورت «هم‌حسی» با محتوای اثر، بخش دلخواهتان را باز نشر کنید و درباره‌اش چیزی بنویسید و نقد و نظر بفرستید.

قول نمی‌دهم توان ذهنی کافی برای پاسخ دادن داشته باشم. اما با کمال میل می‌خوانم. در نهایت، گرچه از هیچکس انتظاری نیست - آنکس که ادبیات را انتخاب کرده، بیشتر و بهتر از هرکسی از رنج‌های این مسیر آگاه است، و شاید اصلی‌ترین رنج ادبیات بی‌نان و آب بودن آن باشد - اما می‌توانید از طریق لینک حمایت در کنار لینک دانلود، از این اثر، از این صفحه، صاحب اثر و بقای ادبیات و نشر مستقل، به قدر صلاح‌دید و دلخواه حمایت مالی کنید. و قوت قلب و محرک ادامه فعالیت باشید. سپاسگزار شما... و یا حق.

لینک‌های این پست، پس از رفع محدودیت‌ها، به روزرسانی و به مرجع دریافت و اشتراک آسان‌تر پیوند داده خواهند شد. در صورتی که در مراجعه به لینک‌ها با مشکل مواجه شدید، اطلاع دهید.

«دانلودِ رایگانِ کتابِ - گاه کوتاه، گاه خیلی - میر میثم آل‌رسول»

«صفحه حمایت از اثر»

- تاریخ انتشار: اسفند ۱۴۰۲ -




تازه‌تر
A Theme Crafted By MONOLOGIST
خانه