
تقریبا دوسالی گذشت. چند ده روزی اینورتر البته. از حس و حال آن روزها چیزی در خاطرم نمانده و نمیدانم چطور شد و از کجا آمد آن حس و حال که باعث خلق این اثر شد. دوستان وقتی میپرسند که چگونه اینها را نوشتی، میگویم نمیدانم؛ همه چیز یکهو و اتفاقی بود. کلمهها آمدند و من نوشتمشان.
مانند اثر پیشین، این اثر را هم بسیار ورق زده و خواندهام. چیزی در نظرم کم و کاست نیامده تا آن را اصلاح کنم و یا مانند نوشته قبلی دربارهاش چیزی بگویم. آذر ماه آن را برای جشنوارهای فرستادم. گرچه جشنواره و میزبان و داوری، معلوم الحال بودند، اما سماجت کردم و فرستادم. نتیجه هم از پیش برایم مشخص بود. داوران قرار نبود آن را با عدالت و تیزبینی بخوانند. و نتیجه و آثار برگزیده هم چند و چون جشنواره را معلوم الحالتر کردند. حین نگارش این مطلب، یعنی دقیقا همین حالا، پرداختن به این موضوع از حوصلهام خارج شد. پس ادامه نمیدهم. پارهای از چکیدهای که در فرم ارسال اثر برای جشنواره نوشته بودم را در زیر میآورم.
- برای این شیوه، نامی جز آنچه پیشتر بر آن نهاده شده در نظر ندارم. هرچند میتوان در آن نشانههایی از شعر نیمایی، سپید، و به زعم برخی: مؤلفههایی از رویکردهای پست مدرن جست و از سوی دیگر ممکن است از نگاه برخی اساسا «ناشعر» تلقی شود، اما آگاهانه بر همان نام اولیه که اختیار کردهام پای میفشارم. آنچه ارائه میشود، قالبی ابداعیست؛ با زبانی همنشین با شعر کلاسیک، متکی بر تصاویر تاریخی و برخاسته از ذهنیتی شخصی؛ با لحنی پرخاشگر، هیجانی و آگاهانهخام که هدف آن عیانسازی تلاطم درونیست. این قالب، «پرخاشِ کلمه» نام دارد... -
این اثر نیز، مانند اثر پیشین، در ابتدا از طریق کانال تلگرامی به صورت رایگان و در قالب پیدیاف منتشر شده است. مستقل و باهزینه و دغدغهای شخصی، عریان منتشر شده و از طریق دیگر پلتفرمها اطلاعرسانی آن صورت گرفته است. در انتهای پست، لینک دریافت اثر قرار دارد. میتوانید به رایگان دانلود کنید، بخوانید، اگر دوست داشتید و باب میلتان واقع شد، آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و با ذکر منبع در صورت «همحسی» با محتوای اثر، بخش دلخواهتان را باز نشر کنید و دربارهاش چیزی بنویسید و نقد و نظر بفرستید.
قول نمیدهم توان ذهنی کافی برای پاسخ دادن داشته باشم. اما با کمال میل میخوانم. در نهایت، گرچه از هیچکس انتظاری نیست - آنکس که ادبیات را انتخاب کرده، بیشتر و بهتر از هرکسی از رنجهای این مسیر آگاه است، و شاید اصلیترین رنج ادبیات بینان و آب بودن آن باشد - اما میتوانید از طریق لینک حمایت در کنار لینک دانلود، از این اثر، از این صفحه، صاحب اثر و بقای ادبیات و نشر مستقل، به قدر صلاحدید و دلخواه حمایت مالی کنید. و قوت قلب و محرک ادامه فعالیت باشید. سپاسگزار شما... و یا حق.
لینکهای این پست، پس از رفع محدودیتها، به روزرسانی و به مرجع دریافت و اشتراک آسانتر پیوند داده خواهند شد. در صورتی که در مراجعه به لینکها با مشکل مواجه شدید، اطلاع دهید.
«دانلودِ رایگانِ کتابِ – پرخاشِ کلمه – میر میثم آلرسول»
- تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ -


