دانلود کتاب گاه کوتاه گاه خیلی

تقریبا دو سالی گذشت. چند ده روزی آن‌ور‌تر البته. آن روز‌ها ذوقی بیشتر داشتم و سعیی بیشتر و شاید حتی آزادی بیشتر. ارتباطات بیشتر شاید، و شاید امیدی بیشتر. و در مقابل، خستگی به مراتب کمتر. و باید اعتراف کنم که دقتی هم کمتر داشتم.

بسیار ورقش زده‌ام. در طول چیزی حدود یک‌ماه، حین بالا پایین کردنش برای به دست آوردن نسخه نهایی، بسیار و مکرر خوانده‌امش. اما امروز فکر می‌کنم بی‌طرف‌ترین خواننده‌ آن بودم. نواقص و اشکالاتی به چشمم خورد، که با خود گفتم: «چه طور شده است که من این‌ها را ندیده‌ام!» و یا حتی چطور شده‌است که در طول این دو سالی که گذشت، خوانندگانش هم متوجه آن نواقص و اشکالات نگارشی و ویرایشی نشده‌اند. (شاید هم چشم پوشی کرده‌اند؛ و یا مانند خود من چشمشان درگیر عادت بوده‌است.)

در عالم ویراستاری، ویراست اثر به دست مؤلف را پسندیده نمی‌دانند. و صلاح این است که شخص دومی پس از اتمام مرحله نگارش، آن را بخواند و مراحل ویراستاری را طی کند. فکر می‌کنم از این نکته، آن زمان غافل بوده‌ام و فراموش کرده‌ام که چشم عادت می‌کند. زیرا که خوانش‌های بعدی پس از یکی‌دوبار نخستین، دیگر خوانشی «در متنی» نیست؛ بلکه خواننده، که خود مؤلف و صاحب اثر و یا در کلیت ماجرا نویسنده نیز هست، نوشته پیش‌رویش را «در ذهنی» می‌خواند.

دوست‌داشتم آن مواردی که نیاز به اصلاح دارند را یادداشت کنم و پیوست این مطلب به اشتراک بگذارم. اما فکر کردم اینبار، غفلت آگاهانه در بازه دوسالگی اثر، از آن نواقص فاحش (برای حفظ معما و آثار حفره‌ها) مقبول‌تر است. و از طرفی پافشاری بر این مورد، دیگر چندان اهمیتی ندارد؛ زیرا، تیر که از شست تو گردد رها...

در ورودم به هر بستر تازه‌ای دو چیز من را آزار می‌دهد. ۱: پایداری وجود ندارد. ۲: برای هنرمند مستقل و نشر مجازی موانع بیشتری وجود دارد. از توضیح این دو مورد پرهیز می‌کنم. در حال حاضر، پس از چهل و هشت و شاید هفتاد و دو ساعت، و شاید هم بیشتر... خواب و خوراک غیر انسانی و نامناسب، حوصله کافی برای زیاده‌گویی ندارم. و فقط می‌توانم بگویم: «حتی فکر کوچیدن از بستری به بستری دیگر، خود شکنجه‌ است. چه رسد به انجام دادنش...» چه قدر زیاده‌گویی کردم...

این اثر و اثر بعدترش که در روز‌های آتی، شاید در اینجا بازنشرش کردم، در ابتدا از طریق کانال تلگرامی به صورت رایگان و در قالب PDF  منتشر شده‌اند. مستقل و باهزینه و دغدغه‌ای شخصی به دور از نشریات و جشنواره‌ها و حامیان و ارگان‌های دولتی. عریان منتشر شده‌اند و از طریق دیگر پلتفرم‌ها اطلاع‌رسانی آن‌ها انجام شده است. در انتهای پست، لینک دریافت اثر قرار دارد. می‌توانید به رایگان دانلود کنید، بخوانید، اگر دوست داشتید و باب میلتان واقع شد، آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و با ذکر منبع در صورت «هم‌حسی» با محتوای اثر، بخش دلخواهتان را باز نشر کنید و درباره‌اش چیزی بنویسید و نقد و نظر بفرستید.

قول نمی‌دهم توان ذهنی کافی برای پاسخ دادن داشته باشم. اما با کمال میل می‌خوانم. در نهایت، گرچه از هیچکس انتظاری نیست - آنکس که ادبیات را انتخاب کرده، بیشتر و بهتر از هرکسی از رنج‌های این مسیر آگاه است، و شاید اصلی‌ترین رنج ادبیات بی‌نان و آب بودن آن باشد - اما می‌توانید از طریق لینک حمایت در کنار لینک دانلود، از این اثر، از این صفحه، صاحب اثر و بقای ادبیات و نشر مستقل، به قدر صلاح‌دید و دلخواه حمایت مالی کنید. و قوت قلب و محرک ادامه فعالیت باشید. سپاسگزار شما... و یا حق.

لینک‌های این پست، پس از رفع محدودیت‌ها، به روزرسانی و به مرجع دریافت و اشتراک آسان‌تر پیوند داده خواهند شد. در صورتی که در مراجعه به لینک‌ها با مشکل مواجه شدید، اطلاع دهید.

«دانلودِ رایگانِ کتابِ - گاه کوتاه، گاه خیلی - میر میثم آل‌رسول»

«صفحه حمایت از اثر»

- تاریخ انتشار: اسفند ۱۴۰۲ -