«با تعویق»

مجموعه‌ای از تعویق‌ها و تعلیق‌ها هستم. زندگی را نه در پیشِ‌رو بلکه از پسِ سرش می‌بینم. زیرا که زندگی همیشه چند قدمی در پیش است و انسان چند قدمی دور و آویزان از پشت سر او؛ با ریسمانی گسیخته البته. بلندپروازی‌های انسان، نتیجه‌ای جز سقوطی مکرر و ممتد ندارد و دلبستگی‌های او همیشه در نهایتِ راه به سوگواری و تلخی و تنهایی ختم می‌شود. چرا این‌ها را می‌گویم... شاید به این خاطر که در جغرافیای ما، ناچیزترین حق انسان نیز، بلندپروازانه است. شرقی غمگین بی چاره...

شمارش روز‌ها را از کف داده‌ام و نمی‌دانم امروز در این ساعت، چند وقت از اولین تپش‌های این اثر گذشته است. قصدی هم برای حساب کردنش ندارم. چه اهمیتی دارد... سردرگمی‌های نحوهٔ انتشار هنوز ادامه دارد. از طرفی دیگر، من همچنان دارم از دست پلتفرم‌ها، مسیر‌های ارتباطی میان مؤلف و مخاطب و نشر مستقل دیوانه می‌شوم. نه می‌توانم با ساز و کار انتشارات داخلی انس بگیرم (علاقه‌ای  هم به نشر فیزیکی ندارم)، نه می‌توانم با امنیت خاطر دست به انتشار آزادانه و مستقل بزنم و نه از زیر بنا می‌توانم پلتفرمی باب میل و ارزشمند بیابم. این مسئلهٔ «حاکم و محکوم» در همه جا گریبان‌گیر است و نمی‌توان با قاطعیت گفت: «شاعر و نویسندهٔ آزاد، آزاد است.» کدام آزادی... شرقی اسیر بی چاره...

پیشگفتار را دوست داشتم تغییر دهم اما منصرف شدم. چه اهمیتی دارد... و دوست داشتم علت تعویق انتشار اثر را هم ذکر کنم اما باز چه اهمیتی دارد... چرایی بی‌علاقگی‌ام به نشر فیزیکی هم قابل بحث بود اما آن هم چه اهمیتی دارد... اسامی ذکر شده در پیشگفتار و اشعار تقدیمی را نیز می‌شد روشن سازی کرد اما باز چه اهمیتی دارند... شرقی بی‌اهمیت بی چاره...

پیشگفتار به خودی خود گویاست؟ نمی‌دانم. اشعار، زبان سخن گفتن دارند؟ نمی‌دانم. حالا که منتشر شده است باید چه کار کنم؟ نمی‌دانم. با در نظر گرفتن چیزی حدود سی روز تعویق، آیا نقصی از چشمم هنوز پنهان مانده؟ نمی‌دانم. با این همه نمی‌دانم چه کار باید کنم؟ نمی‌دانم. شرقی «نمی‌دانم چه!» بی‌ چاره...


□ نام اثر: شعر، کوتاهی نمی‌کند.

□ شاعر و ناشر: میر میثم آل‌رسول

□ طراح و صفحه‌آرا: میر میثم آل‌رسول

□ تاریخ انتشار: بهار ١۴٠۵


«دریافت از طریق تلگرام»

«دریافت مستقیم»