Download

به من بگو، دردِ مفصل

دردِ قرص‌های مفصل

به من بگو، خوب و مفصل

از کدام سو تو برگشتی؟

 

صبح دیروز، خسته‌تر بودی

صبح امروز، خسته‌تر هستی

صبح فردا، خدا داند...

صبحِ دیگر، زنده‌ای مشتی؟

 

ای خونِ من، خونِ مرده

بایست لطفن، خونِ مرده

ای که دائم خونی‌ام کردی

ای که دائم رفت و برگشتی

 

ظهر دیروز، خسته‌تر بودی

ظهر امروز، خسته‌تر هستی

ظهر فردا، خدا داند...

ظهرِ دیگر، زنده‌ای مشتی؟

 

مُرده بودی، مردِ مرده

مُرده ماندی، مردِ مرده

مُرده مُرده، خرده خرده

به مزاری مُرده برگشتی

 

عصر دیروز، خسته‌تر بودی

عصر امروز، خسته‌تر هستی

عصر فردا، خدا داند...

عصرِ دیگر، زنده‌ای مشتی؟

 

بی‌گناهی، همیشه بر داری

بی‌پناهی، همیشه تب داری

بی‌سواری، در سفر هستی

بی‌مکانی، به سوی برگشتی

 

شام دیروز، خسته‌تر بودی

شام امروز، خسته‌تر هستی

شام فردا، خدا داند...

شامِ دیگر، زنده‌ای مشتی؟

 

چک بزن، به گونه‌ی زر دار

چک بزن، بزززززن لاکردار

چک بزن تا که برگردم

به خودم، چک برگشتی.

 

شب دیروز، خسته‌تر بودی

شب امروز، خسته‌تر هستی

شب فردا، خدا داند...

شبِ دیگر، زنده‌ای مشتی؟


بدون تاریخ است.