پس، شعر کهنه بخوانید...


ای در هزاران آینه‌ تنها

ای مهربان با کلِ آدم‌ها

ای گرمی دستانِ خود با «ها»

ای آنکه دائم این چنین هستي.

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

ای ساعتِ شومِ «عقب برگرد.»

ای طاقتِ فرسوده از سردرد

ای آنکه دائم از خودش کم کرد

پاهای کوری روی مین هستي.

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

ای خرده خرده حل شده در اشک

ای اشکِ خشکِ دائماً در مشک

ای مانده عمری در غم و در رشک

چون عاشقی در چنگِ «کین» هستي.

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

ای زجرِ خالی از صدای جیغ

ای وسوسه در دیدنِ هر تیغ

ای سرفه و سیگار و دودِ میغ

ای اشرفِ خلقت همین هستی؟!

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

ای آنکه چون «احمد۱» حرامی شد

قلبت اسیرِ صد جذامی شد

کامت عجینِ تلخکامی شد

اما تو از «...هُم مومنین۲» هستي.

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

در این همه ایام یکجا نه

هرگز تو را اصلآ و کلآ نه

یک بار هم اینجا و آنجا نه

هرگز ندیدیمت غمین هستی.

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

با خنده‌ای در قعرِ تاریکی۳

دورِ از همه؛ تا مرگ؟ نزدیکی.

مصلوبِ تبعیدی تراژیکی

«سیرینِ» ایامِ «لِنین» هستی۴.

- این شعر را ادامه باید داد...؟!

|

ای خوابِ خوبِ «رفتم» از «هر یاد»

بر باد رفتم با تِلَت در باد

+ من تا کجا ادامه خواهم داد...؟!

- تا هر زمان اهل زمین هستی.

+ این شعر را ادامه خواهم داد.


 «ای در تمام آینه‌ها تنها...» بند نخست شعری از دکتر براهنی‌ست با نام «دعوت» در دفتر «مصیبتی زیر آفتاب» که در این شعر به صورت «ای در هزاران آینه تنها» آمده است.

۱: آه من حرام شده ام. / احمد شاملو

۲: در نتیجه، عذاب آنان را فرا گرفت. به‌راستی در این (سرگذشت)، نشانه‌ای وجود دارد؛ ولی بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند. / شعرا - ١۵٨

۳: خنده در تاريكي / ولاديمير ناباكوف

۴: سيرين: از نام‌هاي هنري «ولاديمير ناباكوف» كه در زمان حكومت لنين، مصادف با انقلاب بلشویکی مجبور به ترك روسيه شد.


/ ۱۶ اسفند ۱۴۰۳ /